(116) مصالح جامعه اسلامی و مسلمان‌ها تعیین کننده احکام شرعی است

درس 115- 13/ 10/ 1386 

مصالح جامعه اسلامی و مسلمان‌ها تعیین کننده احکام شرعی است

وَ طَلَباً فِي حَلالٍ

گفتیم کار کردن به قصد کسب حلال و به دست آوردن امکانات حلال، عبادت و از مهم‌ترین بخش‌ها و اجزای عبادت، بلکه برترین جز عبادت است.

توضیحی به عنوان مقدمه برای روایاتی که در ادامه می‌خوانیم: همیشه مصالح جامعه اسلامی به‌طور خاص و مصالح مسلمان‌ها به‌طور عام، تعیین کننده احکام شرعی است، یعنی اگرچه در دین احکام قطعی و ضروری وجود دارد که ممکن است واجبات یا محرمات و مانند آن‌ها باشد، یکی از این احکام قطعی و ضروری، رعایت مصالح مسلمین و به‌طور خاص مصالح جامعه اسلامی است.

جامعه‌ی اسلامی به جامعه‌ای گفته می‌شود که نظام حکومتی اسلامی هم دارد، یعنی به رعایت شریعت در حوزه‌های مختلف جمعی مقید است.

این خود یکی از احکام شرعی است. ضرورت رعایت مصالح مسلمین به‌ویژه مصالح جامعه اسلامی به حدی است که می‌تواند سبب مقید شدن سایر احکام شرعی اولی و ضروری شود، به‌گونه‌ای که اگر در جامعه اسلامی مدیران و مسئولان آگاه آن، بر این تشخیص بودند که انجام چنین واجبی به مصلحت مسلمان‌ها نیست یا ترک چنین حرامی به مصلحت مسلمان‌ها نیست، خود این تشخیص بنابر اینکه این تشخیص سازوکار درستی هم داشته باشد، یکی از احکام اولی دین است که بر سایر احکام اولی دین حاکم است و سبب می‌شود واجبات و محرمات مقید شود.

یعنی می‌شود به خاطر مصالح مسلمین یا جامعه‌ی اسلامی امری که در گذشته حلال بود، اینک حرام شود. امری که در گذشته حرام بود، اینک واجب شود یا اینک مباح شود. امری که در گذشته واجب بود اینک حرام شود. علت هم این است که بدون استثناء احکام دینی تابع مصالح حقیقی است.

مقصود از مصالح حقیقی رعایت عبودیت و چارچوب‌ها و ساختار عبودیت است، نه صدق.

تمام انبیا و اولیا برای این آمدند و تمام حقایق و روح ادیان الهی همه بر این است که از آدمی بنده بسازد که در مقابل خدایش چون و چرا نداشته باشد و تسلیم باشد. این مرتبه اول است. مرتبه دوم رضایت است.

روح دین برای تسلیم است. باطن و حقیقت و غایت قصوای دین برای رسیدن بنده به رضایت است. یعنی بنده به عبودیتش راضی باشد، بهتر از آن نیابد و تخیل و تصور نکند.

وقتی احکام دین این‌گونه باشد، حال این سوال پیش می‌آید که آیا لازم است استنباط‌های ما مطابق با واقع باشد؟

این سؤال وقتی درست است که یک واقع مقید و مشخص وجود داشته باشد، اما اگر این‌گونه نشد، چنان که هم به حسب ظاهر و هم بر حسب شواهد و دلائل این گونه نیست، یعنی بسیاری به کمالات شایسته خودشان یعنی به رحمت رحیمیه خدای متعال دست پیدا می‌کنند بدون اینکه نامی از ادیان الهی شنیده باشند، نه‌فقط شیعه و مسلمان نیستند، نه‌فقط مسیحی و اهل کتاب نیستند، اصلاً نام دین به گوش آن‌ها نخورده.

اگر قرار باشد خدای متعال کمالات و خوبی‌ها و حسنات خلق را اندازه‌گیری کند و اگر قرار باشد میزان این حسنات و کمالات و نیکی‌ها کسی مانند وجود اقدس و اطهر امیرمؤمنان صلوات الله و سلامه علیه باشد، احدی در این توزین و ارزیابی موفق نخواهد شد، حتی انبیا.

احکام خدای متعال مصالح دارد. مصالح آن هم مصالح انسان هست. مصالح انسان هم به‌گونه‌ای است که مصلحت‌های دنیوی و اخروی از هم جدا نمی‌شوند. گمان نبریم که کسانی می‌توانند دنیای‌شان را به خاطر آخرتشان ترک کنند، یا آخرتشان را به‌خاطر دنیای‌شان. چون دنیا و آخرت دو بخش یک حقیقت است، دو مرتبه یک حقیقت است، دو قسمت یک راه است، این دو از هم جدا نمی‌شود.

پس تهیه و تدارک و اقامه مصالح مسلمین خود امر مستقل دارد، در این صورت با توجه به اینکه همه عبادات و اوامر و نواهی به خاطر مصالح مسلمین است، پس امری که مستقلاً مربوطه به مصلحت است، محیط بر همه اوامر دیگر است.

این آن نکته‌ای است که حضرت امام رضوان الله تعالی علیه فرمودند که اگر دولت یا حکومت اسلامی حج را تحریم کند، انجام دادن آن حرام است. این به خاطر این است که مصالح اسلام و مسلمین و به‌ویژه مصالح جامعه اسلامی خود امر مستقل دارد، وقتی که مستقل بود، در همه بخش‌های اقتصادی، سیاسی، عبادی، شرعی و غیر شرعی در همه‌جا حاکم خواهد بود.

به عنوان نمونه، در زمان امام جواد و به‌ویژه امام هادی علیهم الصلات و السلام روایات متعددی داریم که به شیعیان ما بگویید خمس بر آن‌ها واجب نیست. دوباره در زمان امام عسکری علیه السلام هم روایات داریم که خمس بر مسلمان‌‌ها واجب است مانند نماز و روزه.

چه اتفاقی افتاد؟ خمس دادن برای مصالح مسلمین و شیعیان است، نه برای ضرر زدن به شیعیان. در زمانی که حکومت در به در دنبال شیعیان و نزدیکان و اصحاب امام علیه الصلات و السلام می‌گردد و اگه یک سکه پیدا می‌کند تصرف می‌کند، غیر از این که اتهام می‌زند که این پول را جمع کرده بود که با ما مبارزه کند، این‌ها به زندان می‌روند و اصل پول و اموال آن‌ها مصادره می‌شود.

وقتی امام می‌بیند که این خمس که برای ایجاد، حفظ و نگهداشت مصالح جامعه اسلامی و مسلمان‌‌هاست، به مصلحت حکومت طاغوت تبدیل شده، فرمود دیگه خمس ندهید، ما این تکلیف را از شما برداشتیم.

ممکن است در یک زمان و شرایطی کار کردن هشت ساعت بیشتر مطلوب نباشد. در جامعه یا در کشورها یا در شرایط اقلیمی ویژه‌ای که اقتصاد آن‌چنان پیوند همه‌جانبه ندارد که زندگی همه را در بر گرفته باشد، در این‌گونه موارد ممکن است بگوییم اگر کمتر کار کنیم بس است. اما گاهی زمان‌ها مثل زمان ماست. عصری که ما زندگی می‌کنیم، در همه دنیا روابط و پیوندهای اقتصادی و اجتماعی چنان در هم تنیده است که وقتی که یک جمعی از مردم بیشتر کار می‌کنند، خاصیتو سودش به دیگران هم می‌رسد.

امروزه این سخن کاملاً سخن روشنی است که هر کسی هر جامعه‌ای که تولید بیشتر داشته باشد از رفاه بیشتر برخوردار هست.

خدا ما را خلائف آفریده است. شکی نیست که خدای متعال هم این جهان را برای ایجاد عدالت آفرید. خلائف خدا باید این کار را انجام بدهند. اینجا جای ایجاد عدالت است.

برای این منظور قدم اول این است که آدمیان بیش از حد ضرورت اشتغال خاطر به امر دنیای‌شان نداشته باشند. چه زمانی چنین چیزی امکان پذیر است؟ وقتی که عوامل اشتغال خاطر نباشد. این در جامعه‌ای امکان پذیر است که تولیدش بیشتر و مصرف بیشتر باشد.

طب الرضا علیه الصلات و السلام یک بخش نامه‌ای است که برای مأمون نوشته است که آداب غذا خوردن اسلامی را برای او گفته است.

بر اساس این مقدمه، روایاتی را می‌خوانیم که این همه در طلب حلال سفارش می‌کنند، دنبال مال حلال باشید، دنبال مال حلال زیاد هم باشید. این مال حلال زیادی را مصرف هم کنید، بخورید، بپوشید، بیاشامید، مسافرت بروید، از امکانات استفاده کنید ولی یادتان باشد که ما به عنوان مسلمان وظایف اجتماعی هم داریم. یعنی بعد از این که گفتیم که غذا خوب بخورید، معنایش این نیست که انفاق و ایثار و فداکاری نکنید، گذشت نکنید، انفاق مستحب نداشته باشید. بیشتر کار کنید تا انفاقات هم بیشتر باشد.

شاهد روایی: فَدَخَلَ مُصَادِفٌ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ مَعَهُ كِيسَانِ فِي كُلِّ وَاحِدٍ أَلْفُ دِينَارٍ فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا رَأْسُ الْمَالِ وَ هَذَا الْآخَرُ رِبْحٌ فَقَالَ إِنَّ هَذَا الرِّبْحَ كَثِيرٌ وَ لَكِنْ مَا صَنَعْتَهُ فِي الْمَتَاعِ فَحَدَّثَهُ كَيْفَ صَنَعُوا وَ كَيْفَ تَحَالَفُوا فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ تَحْلِفُونَ عَلَى قَوْمٍ مُسْلِمِينَ أَلا تَبِيعُوهُمْ إِلا رِبْحَ الدِّينَارِ دِينَاراً ثُمَّ أَخَذَ أَحَدَ الْكِيسَيْنِ فَقَالَ هَذَا رَأْسُ مَالِي وَ لا حَاجَةَ لَنَا فِي هَذَا الرِّبْحِ ثُمَّ قَالَ يَا مُصَادِفُ مُجَادَلَةُ السُّيُوفِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْحَلال.[1]

فعالیت اقتصادی و انفاق امیرالمومنین علیه الصلات و السلام در دوران خانه‌نشینی

سود نامتعارف در شأن مؤمن و مسلمان نیست.

امام خود معیار حلیّت است. حلال‌های دیگر به خاطر این است که این مال انتسابی به شراکت امام و معصوم پیدا کند. انتصاب که پیدا کرد، می‌شود حلال.

در مسائل اقتصادی آن گونه دقت‌هایی که در مسائل سلوکی و عرفانی و مانند آن گفته شده است، ضرورت ندارد. لازمه این سخن یا دلالت ضمنی و التزامی آن این است که مال مسلمان‌ها علی الظاهر و به حسب اصل حلال است.

به دست آوردن مال حلال کار راحتی هم نیست، البته این را به یاد داشته باشیم که نباید خیلی سخت‌گیری کنیم و خیلی وسواس داشته باشیم که هم زندگی خودمان و هم زندگی دیگران مختل شود.

به دست آوردن مال حلال کار بسی سخت است، و سخت‌ترین کارها پرارزش‌ترین هم هست، اگر برای خدا و انگیزه الهی در آن باشد.

شاهد روایی: عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ علیه السلام قَالَ قَامَ أَبُو ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ عِنْدَ الْكَعْبَةِ اجْعَلِ الدُّنْيَا دِرْهَمَيْنِ دِرْهَماً أَنْفَقْتَهُ عَلَى عِيَالِكَ وَ دِرْهَماً قَدَّمْتَهُ لِآخِرَتِكَ وَ الثَّالِثُ يَضُرُّ وَ لا يَنْفَعُ فَلا تُرِدْهُ اجْعَلِ الدُّنْيَا كَلِمَتَيْنِ كَلِمَةً فِي طَلَبِ الْحَلالِ وَ كَلِمَةً لِلْآخِرَةِ وَ الثَّالِثَةُ تَضُرُّ وَ لا تَنْفَعُ لا تُرِدْهَا ثُمَّ قَالَ قَتَلَنِي هَمُّ يَوْمٍ لا أُدْرِكُه.[2]

هر کسی که به‌نوعی نان‌خور شماست، جزء خانواده حساب می‌شوند.

امروز اگر کسی بخواهد برای آخرت چیزی ذخیره کند، یک شغل ایجاد کند.

جوری باید زندگی کنیم که اگر وقتی اتفاق افتاد، مدتی شغل و درآمد نداشتیم، مریض بودیم، این‌گونه نباشد که دیگران به فکر ما باشند. این شرط زندگی کردن در این عصر و زمان نیست.

شاهد روایی: عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم مَنْ بَاتَ كَالًّا مِنْ طَلَبِ الْحَلالِ بَاتَ مَغْفُوراً لَهُ.[3]

از نظر بسیاری از علوم جدید، کار کردن مناسب برای بدن انسان در روز هست، نه در شب. کار شبانه پسندیده نیست. شب یا باید به استراحت بگذرد یا باید به کاری بگذرد که سبب خوش بودن خاطره انسان باشد. بنابراین کسانی شب‌ها کار می‌کنند که چاره‌ای ندارند و گریزناپذیر است.

شاهد روایی: وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَخْرُجُ فِي الْهَاجِرَةِ فِي الْحَاجَةِ قَدْ كُفِيَهَا يُرِيدُ أَنْ يَرَاهُ اللَّهُ تَعَالَى يُتْعِبُ نَفْسَهُ فِي طَلَبِ الْحَلال‏.[4]

 

[1]ـ الكافي، 5، 161.

[2]ـ بحارالأنوار، 75، 447.

[3]ـ وسائل ‏الشيعة، 17، 24.

[4]ـ من‏ لايحضره ‏الفقيه، 3، 163.

 

 صوت