
🗂 یادداشتی از استاد حسینی شاهرودی
📅 یکم رجب هزار و چهارصد و چهل و هفت
بهطور کلی، ماه رجب ماه اولیاء خداست؛ خواه ولایت آن حضرات بر ما ظاهر باشد، خواه نباشد.
باب الابواب عبادت، باب ولایت است و کسی و چیزی جز از طریق ولایت به عبادت که وجه ظاهر توحید است، نمیرسد.
به عبارت دیگر، مقصد نهایی بدو و ختم؛ خلق و رجوع، وصول به توحید است.
توحید، باطن ولایت و ولایت ظاهر توحید است.
به همین سبب برای رسیدن به توحید، راهی جز ولایت نیست.
مقصود از ولایت، ولایت الله است که به حسب فهم عرف عام و خاص، در برابر ولایت طاغوت است.
ولایت الله همانند خود الله، حیثیت جمعی و توحیدی دارد. به همین سبب دستیابی به آن برای اکثریت خلق ممکن نیست. تنها اولیاء کامل محمدی از این حکم مستثنی هستند.
همانگونه که اکثریت قریب به اتفاق خلق، الله تعالی را نه به تفصیل میشناسند و نه به اراده میخواهند بلکه اکثریت آنها حضرت رحمن و اندکی از آنها حضرت رحیم را میشناسند و میطلبند.
طالبان دنیا، رحمن را میطلبند و طالبان عقبی، رحیم را؛ طالبان نعمتهای ظاهری، رحمن را میطلبند و طالبان نعمتهای باطنی، رحیم را.
اما طالبِ صاحبِ نعمت و نعمت آفرین برای اکثریت شناخته شده نیست تا او را طلب کنند یا نه.
حاصل آنکه: ولایت الله که حیثیت جمعی و وحدانی دارد، جز برای اولیاء کامل محمدی نه شناخته شده است، نه قابل درخواست و نه قابل دستیابی.
پس ناچار برای دستیابی به توحید باید از ابواب مربوط به آن وارد شد. اینجا هم اکثریت خلق توان شناخت و دستیابی آن را بهطور کامل ندارند، زیرا ابواب مربوط به آن، شریعت است که خلق یا آن را نمیشناسند یا بدان پایبند نیستد و همیشه تاریخ انسان همینگونه بوده است. جنگ و خونریزی نامشروع که مانع ورود به عالم توحید است، به قابیل و هابیل اختصاص نداشته و ندارد بلکه همیشه بوده و خواهد بود. سایر امور نامشروع که مانع ورود به عالم توحید است، همین وضعیت را داشته و دارد. بنابراین شریعت اگرچه عمومی و گسترده است ولی متشرعی که از همه آلودگیها منزه باشد تا بتواند به مقام یگانه توحید دست یابد، یا وجود ندارد یا چنان اندک است که در حکم عدم است.
لطف خدای متعال چنان گسترده است که ممکن نیست خلق را به حال خود رها کند بلکه به اختیار یا اضطرار همه را به توحید دعوت میکند و همه را بهسوی خود میخواند. این دعوت از باب ویژه وصول و ورود و فناء در توحید و بقاء به آن است و آن چیزی جز ولایت اولیاء منصوص محمدی علیهمالسلام نیست.
این ره همان راه ولایت است که وجه عام آن در محبت آنها نشان داده میشود و وجه خاص آن در اقتدا و تبعیت از آنها ظاهر میشود.
وجه عام ولایت همان است که شیعه اثنی عشری آن را اظهار میکند. اعتقاد به دوازده امام و محبت وافر به آن حضرات، نشان همین وجه عام ولایت است که برای اکثریت قریب به اتفاق، هم قابل شناسایی است و همه محبوب و مطلوب، زیرا وجود عینی و حقیقی آنها در تاریخ بهآسانی قابل شناخت است. چنانکه الگو و اسوه بودن آنها برای همگان قابل ادراک است و در نتیجه محبوب همه خلق هستند؛ خواه اعتقاد به شریعت حق الهی داشته باشند یا از شناخت آن قاصر باشند.
ورود و سلوک در این راه همراه با تبعیت کامل از شریعت، همان وجه خاص ولایت است که سالکان آن بسیار اندکند. ولی وجه عام و راه فراگیر که همان محبت و دلبستگی به حضرات اولیاء محمدی علیهم السلام و تبعیت بهقدر فهم و استطاعت است، برای همگان ممکن است. به همین سبب است حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اسوه و الگوی همه جوانمردان عالم بهقدر فهم و استطاعت آنهاست.
در میان اولیاء محمدی علیهم السلام، ولایت و محبت سه ولی بیبدیل برای بسیاری درخشیده است و در واقع برای آنها قابل درک و فهم شده است: 1ـ ولی الله اعظم، حضرت امیر المؤمنین 2ـ سرور اهل سعادت و بشارت، حضرت سید الشهداء، حسین بن علی 3ـ شاهِ جهان و سلطان اولیاء، حضرت علی بن موسیالرضا.
اگر اکثریت خلقْ اهل شریعت ـ که تبعیت کامل از حضرت ختمی مرتبت است ـ بودند، سلطانِ ظاهرِ عالَمِ توحید، حضرت جعفر بن محمدٍ الصادق بود.
اوج توحید در ماه خدا و رمضان مبارک ظاهر میشود. برای رسیدن به توحید باید از عبادت و بندگی و تشبّه و اتصاف به اولیاء خدا آغاز کرد. در میان اولیاء خدای متعال سه تن در اعلی درجه ممکن در جهان طبیعت ظاهر شدهاند.
ماه سلوک و آغاز بندگی، ماه مبارک رجب است و اولیاء ظاهر در آن، حضرات امیرالمومنین، سید الشهدا و مولایمان رضای همه عوالم.