المرحلة السابعة فی القوة و الفعل - فصل بیست و سوم: مقولاتی که حرکت نمی‌پذیرند

فصل بیست و سوم: مقولاتی که حرکت نمی‌پذیرند

معنی حرکت در مقوله این است که در هر آن، فردی از مقوله از آن انتزاع شود.

حرکت از آن‌جا که وجودی ضعیف است، به شش امر تعلق دارد: 1ـ فاعل(ما عنه الحرکه) 2ـ قابل(ما به الحرکه) 3ـ مسافت(ما فیه الحرکه) 4ـ مبدأ(ما منه الحرکه) 5ـ مقصد(ما الیه الحرکه) 6ـ زمان(ما علیه الحرکه).

نکات: 1ـ پیش‌تر نیاز حرکت به فاعل (تحت عنوان: هر حرکتی نیاز به فاعل دارد) و قابل (تحت عنوان: هر حرکتی نیاز به موضوع دارد) مطرح شد. آن‌جا گفته شد که در حرکت‌های عرضی، فاعل غیر از قابل است ولی در حرکت‌های ذاتی و جبری، قابل عین فاعل است. بحث زمان هم بعداً مطرح می‌شود.

2ـ حرکت به قابل نیاز دارد، خواه قابل جدای از مقبول باشد مانند حرکت‌های عرضی، خواه با آن متحد باشد مانند حرکت جوهری، زیرا حرکت حیثیت بالقوه شیئ است، بنابراین حرکت بدون قابل ممکن نیست.

3ـ تعلق به حرکت به آغاز و انجام، مبدأ و منتهی، قوه و فعل، از تعریف حرکت به دست می‌آید. مبدأ، امری است که حرکت از آن آغاز می‌شود و منتهی چیزی است که حرکت به آن ختم می‌شود. در این فصل مبدأ، منتهی و مسافت مورد بحث است.

مقصود از مبدأ و منتهی، این نیست که حرکت منقطع الاول و منقطع الآخر است، زیرا حرکت افلاک نه اول دارد نه آخر.

4ـ وقوع حرکت در سه مقوله مورد اتفاق است: 1ـ کم 2ـ کیف 3ـ أین.

مشاء اسلامی حرکت در مقوله وضع را اضافه کرد. قدما حرکت وضعی (حرکت چیزی به گرد خود) را از مقوله أین می‌دانستند. علامه بر عکس قدما، حرکت أینی را از مقوله وضع می‌دانند.

مقوله اضافه و جده، چون انتزاعی و معقول ثانی هستند، در حرکت نیز تابع منشأ انتزاع خود هستند. اگر منشأ انتزاع آن‌ها حرکت داشته باشد، آن‌ها هم حرکت دارند و گرنه ندارند.

5ـ حکما قبل و بعد از ملاصدرا حرکت در مقوله متی، ان یفعل و ان ینفعل را نپذیرفتند، زیرا حرکت در ذات و ماهیت آن سه وجود دارد و اگر علاوه بر ذاتشان که عین حرکت است، حرکتی در آن واقع شود، مساوی با حرکت در حرکت است که محال می‌باشد ولی علامه حرکت در این سه مقوله را نیز می‌پذیرد و حرکت در حرکت را سبب تندی و کندی حرکت می‌داند و محال نیست. بحث حرکت در متی جداگانه مطرح خواهد شد.

(ص76) گونه‌های مختلف آغاز و انجام (حذف)