المرحلة السابعة فی القوة و الفعل - فصل سی و هشتم: کیفیت عاد بودن زمان به‌واسطه «آن»

فصل سی و هشتم: کیفیت عاد بودن زمان به‌واسطه «آن» (ص178)

(این فصل مطلب مهمی ندارد)

در حساب و هندسه می‌گویند اعداد و مقادیر برخی عاد برخی دیگرند. دو عدد كه قهراً یكی از دیگری بیش‌تر است، اگر عدد كوچك‌تر را از عدد بزرگ‌تر منها كنیم و این منها كردن را تكرار كنیم و در نهایت چیزی از عدد بزرگ‌تر باقی نماند، می‌گویند عدد كوچك‌تر عادِ عدد بزرگ‌تر است. ولی اگر عددی را از عدد دیگر كم كنیم و این كم كردن را تكرار كنیم و در آخر چیزی باقی بماند كه از عدد كوچك‌تر كم‌تر باشد، عدد كوچك‌تر عاد عدد بزرگ‌تر نیست. مثلاً عدد 4 عاد عدد 16 است ولی عدد 3 عاد عدد 16 نیست. «آن»، به این معنی عاد زمان نیست، زیرا «آن» حد مشترك میان دو زمان است. البته به نظر كسانی كه می‌گویند «زمان از مجموع آنات لایتجزا تركیب شده است»، می‌توان «آن» را به همین معنی عاد زمان دانست ولی «آن» به معنای متفرع بر زمان و حد مشترك میان دو زمان، عاد زمان نیست.

به معنی دیگری هم می‌توان «آن» را عاد زمان دانست. کم متصل یك واحد است ولی می‌توان كثرت را اعتبار كرد، یعنی به كم منفصل تبدیل كرد. مثلاً یک طناب هشت متری که یك واحد متصل است. به هشت یک متری تقسیم می‌شود. در این صورت، دو متر این طناب عاد هشت متر است ولی یك متر و نیم عاد هشت متر نیست.

«آن» به این معنی عاد زمان است كه زمان را ـ كه یك كمیت متصل است ـ با «آن»‌ها تقسیم كنیم تا عاد آن باشد.

پس عاد بودن «آن» برای زمان به این معناست كه با «آن» مقداری از زمان می‌سازیم و آن مقدار كوچك عاد مقدار بزرگ می‌شود.