المرحلة السابعة فی القوة و الفعل - فصل هشتم: مسبوقیت فعل به عدم یا تقدم عدم زمانی بر فعل (مشروط بودن فعل به حدوث)

فصل هشتم: مسبوقیت فعل به عدم یا تقدم عدم زمانی بر فعل (مشروط بودن فعل به حدوث)

متکلمان: شرط فعل، مسبوق به عدم بودن است. علت چنین سخنی، دیدگاه آن‌ها در باب ملاک نیازمندی به علت است. به نظر آن‌ها قدیم، فعل نیست و نیاز به فاعل ندارد. چیزی نیاز به فاعل دارد و فعل است که حادث باشد.

حکما: مسبوق بودن به عدم، شرط فعل نیست اگرچه افعال تدریجی با حدوث همراهند مانند مصادیق دو مقوله ان یفعل و ان ینفعل.

ملاک نیازمندی به علت در همه افعال، امکان آن‌هاست هم در حدوث و هم در بقاء.

برخی از متکلمان، نیاز فعل به فاعل در بقاء را نفی کرده‌اند. به گفته ملاصدرا اگر مقصود آن‌ها از فعل، چیزی مانند حرکت و زمان و نیز طبیعت سیال باشد، سخن آن‌ها درست است، زیرا این‌گونه افعال، دوام و بقاء ندارند تا نیاز به فاعل داشته باشند. بی‌نیازی آن‌ها از فاعل، سالبه به انتفاء موضوع است ولی متکلمان چنین مطالبی را استشمام هم نکرده‌اند. به همین جهت تصریح کرده‌اند که اگر جایز بود که خدا پس از ایجاد عالم، از بین برود، عدم خدا ضرری برای عالم نداشت.

(و الحق عند المحققین، ص19) حق در مورد نیاز معلول به علت این است که وجود معلول، عین تعلق به علت است و همین ملاک نیازمندی آن به علت است نه ماهیت، نه حدوث، نه سبق عدم و نه ترتب وجود بر عدم.

معلول با این وجود تعلقی به فاعلی نیازمند است که تام الحقیقه باشد و تمامیت همه اشیاء به او وابسته باشد.

نتیجه این‌که هر فعلی با فاعل تام خود همراه است آن‌هم همراهی ضروری نه اتفاقی و مصاحبت تنها. اگر فعل زمان‌مند باشد، مستند به فاعل زمان‌مند است و اگر زمان‌مند نباشد، مستند به فاعل غیرزمانی است.