مرحله هشتم: دنباله مباحث مربوط به حرکت - فصل دهم: انقسام حركت به اعتبار فاعل آن

فصل دهم: انقسام حركت به اعتبار فاعل آن (ص211)

حركت به اعتبار فاعل (ما عنه الحركة): 1ـ حركت طبیعی 2ـ حركت ارادی 3ـ حركت قسری 4ـ حركت بالعرض.

حركت بالعرض: حركت یا در خود شئ است که حرکت بالذات است یا در شئ مقارن است که مجازاً به شئ مقارن هم نسبت داده می‌شود که حركت بالعرض است. مانند حركت ما به دور خورشید به اعتبار حركت زمین.

حركت آن است كه موجود متحرك محیط خودش را تغییر دهد ولی ما محیط خودمان را تغییر نمی‌دهیم بلكه زمین محیط خودش را تغییر می‌دهد. بنابراین نسبت حركتِ به دور خورشید به ما بالمجاز است.

 

حركت بالعرض و حركت بالتبع

علامه به جای حركت بالعرض، حركت بالتبع به‌کار می‌برد. اختلاف وی با ملاصدرا در این‌که در چنین مواردی شئ حقیقتاً حركت می‌كند یا مجازاً حركت می‌كند، ریشه در تعریف «مكان» دارد. اگر مكان شئ، اجسامی باشد كه بر آن شئ احاطه دارند، چنین حركت‌هایی مجازی است و اصطلاح «حركت بالعرض» درست است. بر این تعریف، در حركت به دور خورشید، ما مكان خودمان را تغییر نمی‌دهیم بلکه این، زمین و توابع آن است كه محیط و نسبت خود را با اشیائی كه بر آن احاطه دارند عوض می‌كند. حرکت كه اولاً و بالذات متعلق به زمین است، بالمجاز به ما نسبت داده می‌شود.

ولی اگر مكان، قسمتی از فضا باشد، چنین حركت‌هایی حقیقی است و اصطلاح «حركت بالتبع» درست است.

طبق نظریه اول، فلك الافلاك مكان ندارد زیرا جسمِ محیط ندارد، ولی طبق نظریه دوم همه چیز مكان دارد.

حركت بالتسخیر را ملاصدرا اضافه كرده است و در سخنان پیشینیان نیست. حركت بالتسخیر را می‌توان حركت طبیعی یا ارادی یا حالت بین آن دو دانست.

طبیعت به اقتضای ذات خود بسا به جهتی میل دارد ولی ابزار دست و مسخَّر روح می‌شود. فعالیت‌های بدنی در انسان و حیوان، نه طبیعی است نه ارادی بلکه هم طبیعی است هم ارادی. «این حركت‌ها طبیعی است» ولی طبیعت استخدام شده و رام و مسخّر شده به وسیله قوه مافوق است و می‌توان گفت «این حركت‌ها ارادی است» ولی مقصود، اراده‌ای است كه طبیعت را استخدام كرده است.