مرحله هشتم: دنباله مباحث مربوط به حرکت - فصل پنجم: در حقیقت سرعت و بطؤ

فصل پنجم: در حقیقت سرعت و بطؤ (ص197)

هر حركتی (حركت أینی، وضعی، كمّی و كیفی)، متصف به سرعت و بطؤ می‌شود که از مقایسه دو حركت با یكدیگر به‌دست می‌آید.

سرعتِ یك حركت نسبت به حركت دیگر یعنی این‌كه حركت اول، مسافتی برابر با مسافت حركت دوم را در زمان كم‌تری طی ‌كند یا در زمان مساوی، مسافت بیش‌تری طی كند.

آیا تفاوت سرعت و بطؤ به تخلل سكونات است؟

نظریه (منسوخ): بطؤ به تخلل سكنات است. حركت، یك نوع است و سریع و بطیئ ندارد. اختلاف آن‌ها در تخلل سكنات است. هرچه حركت سریع‌تر باشد، تخلل سكنات (یا سكونات) در آن كم‌تر و قهراً سریع‌ترین حركت آن است كه اصلاً در آن سكون وجود ندارد و بطیئ‌ترین حركت نیز آن است كه حداكثر سكوناتِ ممكن را دارد. پس تندی و کندی حرکت، خطای بینایی است. در واقع در حركت كُند، متحرك مرتب ساكن می‌شود و دوباره راه می‌افتد ولی سكون‌ها دیده نمی‌شوند، نه این‌كه سكون وجود ندارد.

ردّ این نظریه: مقدمه یکم: حركت، مجموع اكوان نیست بلکه كون واحد تدریجی است و جزء لایتجزی ندارد. به‌علاوه «حركت» امری منطبق بر مسافت و مسافت، امری منطبق بر جسم است. اگر حركت منتهی به اجزاء لایتجزی شود، باید مسافت هم به چنین اجزائی منتهی شود و اگر مسافت منتهی به چنین اجزائی شود، باید جسم هم منتهی به چنین اجزائی شود، در حالی كه با براهینی ثابت شده كه جزء لایتجزی محال است. پس «حركت» مجموع كون‌های لایتجزی نیست، بلكه كون واحد است.

مقدمه دوم: اگر تخلل سكنات در حرکت باشد، هر حركتی مجموعی از چندین حركت است.

پاسخ: اگر مدت زمانِ حركت از مدت زمانِ سكون بیش‌تر باشد، ممكن است خطای چشم باشد. اگر چیزی در خلال حركت یك دقیقه‌ای، كم‌تر از یك دهم ثانیه سكون داشته باشد و دو مرتبه حركت كند، این‌جا تخلل سكون شده ولی چشم انسان درك نمی‌كند ولی اگر زمان سكون بیش‌تر از زمان حركت باشد بلکه زمان سکون چندین برابر زمان حرکت باشد، آیا باز هم ممكن است چشم نبیند؟

دو جسم را در نظر بگیرید كه یكی با سرعت ده كیلومتر در ساعت حركت می‌كند و دیگری با سرعت نور. جسم دوم در یك ساعت بیش از صد میلیون برابر جسم اول حركت كرده باشد و در جهت عكس، جسم اول بیش از صد میلیون برابر جسم دوم ساكن است. در واقع، در جسم اول بیش از پنجاه و نه دقیقه و پنجاه و نه ثانیه سكون داشته و تنها یک سی هزارم ثانیه حرکت کرده است نه حتی یک ثانیه. آیا می‌توان گفت چشم به خاطر این یك ثانیه، در تمام مدت یك ساعت این جسم را متحرك می‌دیده و آن پنجاه و نه دقیقه و پنجاه و نه ثانیه كه ساكن بوده را ندیده است؟ پس این نظریه باطل است.

علامه: بهتر است در این مسأله از این راه استدلال نشود، زیرا دایره خطای باصره آن‌قدر وسیع است كه نمی‌شود به آن اعتماد كرد. بهتر است از همان راهی برویم كه در باب حركت جوهری وارد شدیم:

مقدمه اول: حركت، خروج شیئ از قوه به فعل است و هر مرتبه‌ای از حركت، قوه است برای مرتبه بعدی و فعلیت است نسبت به مرتبه قبلی.

مقدمه دوم: بین قوه و فعلیت یك شیئ، امكان تخللِ عدم نیست، پس بین دو فعلیت هم تخلل عدم، محال است، زیرا هر فعلیتی، قوه فعلیت پس از آن است. پس بطؤ به تخلل سكونات نیست.