مرحله نهم: قدم، حدوث و اقسام تقدم و تأخر - فصل یکم: حقیقت حدوث و قدم

فصل یکم: حقیقت حدوث و قدم

تعریف حدوث و قدم

حدوث: بودن وجود شیئ بعد از عدم آن؛ مسبوقیت وجود شیئ به عدم آن؛ سبق عدم شیئ بر وجود آن؛ تقدم عدم شیئ بر وجودش.

تعریف قِدم كه مقابل حدوث است: مسبوق نبودن وجود شیئ به عدم آن؛ عدم تأخر وجود شیئ از عدم آن؛ تقدم نداشتن عدم چیزی بر وجودش.

پرسش: وقتی می‌گوییم «حدوث، مسبوقیت وجود شیئ به عدمش و قدم، مسبوق نبودن وجود شیئ به عدمش» است، آیا مستلزم این است كه در حادث و قدیم، برای شیئ، عدمی اعتبار كنیم و اگر موجودی باشد كه برای آن عدم اعتبار نمی‌شود (یعنی در همه مراتب وجود هست)، نه حادث است نه قدیم. پس موجودات باید به حادث، قدیم و فوق حادث و قدیم تقسیم شوند؟

ذات باری تعالی با قدیم‌های دیگر تفاوت دارد، زیرا برای قدیم‌های دیگر عدمْ اعتبار می‌شود ولی عدم مقدم بر وجود اعتبار نمی‌شود، ولی برای ذات واجب الوجود در هیچ یك از مراتب هستی، عدم قابل اعتبار نیست.

حدوث، مسبوق بودن وجود شیئ به عدمش است و قِدم، مسبوق نبودن وجود شیئ به عدم است، اعم از این‌كه عدم برایش اعتبار بشود یا نشود بلكه از باب سالبه به انتفاء موضوع باشد، در این صورت ذات باری تعالی هم قدیم است نه فوق قدیم.

حكما: برخی از موجودات قدیم زمانی‌اند نه ذاتی مانند عقول. وجود عقول مسبوق به عدم زمانی نیست. برای عقول، عدم اعتبار می‌كنند، ولی عدم آن‌ها سبق زمانی بر وجودشان ندارد ولی سبق ذاتی دارد. پس عقول، قدیم زمانی هستند ولی قدیم ذاتی نیستند.

حدوث و قدم نسبی: حدوث و قدم عرفی، نسبی و اضافی است که در مورد کوتاهی و بلندی عمر دو چیز به‌کار می‌رود.

ملاصدرا: حدوث و قدم، مشترك لفظی است، زیرا حدوث دو معنی دارد نه دو قسم. اگر دو قسم داشت، جامع معنایی داشت و در نتیجه مشترک معنوی بود.

حدوث ذاتی: مسبوق بودن وجود شیئ به عدم ذاتی. حدوث زمانی: مسبوق بودن وجود شیئ به عدم زمانی.

قِدم ذاتی: مسبوق نبودن وجود شیئ به عدم ذاتی. قِدم زمانی: مسبوق نبودن وجود شیئ به عدم زمانی.

تعریف دیگر: وجود حادث زمانی، ابتدا دارد ولی وجود قدیم زمانی، ابتدا ندارد.

علامه: اصل حدوث و قدم از عرف است. پس معنی لغوی عرفی و فلسفی وجه مشترك دارند و مشترك لفظی نیستند.

تعریف ملاصدرا: اگر وجود شیئ بذاته نباشد، حدوث ذاتی است و اگر مستند به ذاتش باشد، قدم ذاتی است. در این صورت، مفهوم سبق و لحوق در تعریف حادث و قدیم اخذ نشده است. قدیم زمانی، چیزی است كه وجودش اول دارد.

متكلمان و برخی از محدثان: اجماع مِلّیین قائم است بر حدوث عالم (ماسوی‌اللّه). بنابراین غیر از ذات واجب الوجود، قدیمی در عالم نیست و قدم از صفات خاص واجب الوجود است. پس این گفته حکما: «زمان آغاز ندارد و عقول، قدیم‌اند»، خلاف اجماع ملّیین است. پاسخ حكما: حدوث مورد اجماع است نه حدوث زمانی.