مرحله نهم: قدم، حدوث و اقسام تقدم و تأخر - فصل هشتم: در اقسام معیّت

فصل هشتم: در اقسام معیّت

دو شیئ یا جامع مشترک دارند یا ندارند. اگر ندارند نه تقدم و تأخر دارند و نه معیت، مانند دو امر مجرد نسبت به هم. اگر دارند، یا آن دو فرد در آن جامع مشترک به‌گونه یکسان سهیم‌اند، در این صورت معیت دارند و اگر به‌گونه یکسان سهیم‌ نباشند بلکه یکی سهم بیش‌تری از جامع مشترک داشته باشد و دیگری کم‌تر، تقدم و تأخر مطرح می‌شود.

تقابل معیت با تقدم و تأخر: همان‌گونه كه میان تقدم و تأخر تقابل است، میان معیت و این دو نیز تقابل است. تقابل معیت با تقدم و تأخر، تقابل عدم و ملكه است.

تقدم و تأخر این است كه دو فرد در یك كلی با هم مشترك باشند و صدق كلی بر این دو مشكك باشد. معیت آن است که دو امر جامع مشترك داشته باشند و در این امر مشترك هرچه یكی دارد، دیگری هم داشته باشد. مفهوم معیت به امر عدمی برمی‌گردد، یعنی نبودن اختلاف و تفاوت. مشكك كلی‌ای است كه افرادش در آن كلی تفاوت دارند؛ متواطی آن است كه میان افرادش در آن كلی تفاوتی نیست. بنابراین معیت برمی‌گردد به ‌تفاوت نداشتن در امر مشترك.

دو جزء علت، بر معلول تقدم بالطبع دارند ولی خودشان با یكدیگر معیت دارند؛ دو معلول، نسبت به علت ناقص، تأخر بالطبع دارند، ولی خودشان نسبت به هم معیت بالطبع دارند؛ دو معلول از علت تام تأخر بالعلیه دارند ولی خودشان نسبت به هم معیت بالعلیه دارند.

معیت من جمیع الجهات: در برخی از اقسام تقدم و تأخر معیت همه جانبه قابل فرض است ولی در برخی دیگر نیست. مثلاً اگر دو شیئ معیت بالزمان داشته باشند، این «معیت از همه جهات» است، یعنی معیت زمانی این دو، نسبی نیست بلكه مطلق است. ولی معیت در مكان این‌گونه نیست، بلكه نسبی است، زیرا معیت مكانی آن است كه میان دو شیئ تقدم و تأخر مكانی نیست. تقدم و تأخر مكانی، نسبت به مبدأ محدود فرض می‌شود (محراب)، امام بر صف اول تقدم دارد ولی كسانی كه در صف اول ایستاده‌اند با یكدیگر معیت دارند، ولی این معیت نسبت به امام است. در همین حال كسانی كه در صف اول قرار گرفته‌اند، نسبت به دیوار سمت راست یا سمت چپ معیت ندارند. پس معیت مكانی نمی‌تواند همه جانبه باشد، چنان‌که تقدم و تأخر مكانی هم همه جانبه نیست. به همان دلیل كه تقدم و تأخر مكانی نسبی است، معیت مكانی هم نسبی است.

(و اعلم انّ العلة، ص270)، چگونه تضایف علت و معلول با تقدم علت بر معلول قابل جمع است؟ از سویی «علت بر معلول تقدم دارد»، از سویی دیگر علت و معلول متضایف‌اند و متضایفان معیت دارند. به تعبیر دیگر، علت و معلول از جهت متضایف بودن، تقدم و تأخر ندارند ولی از نظر تقدم و تأخر بالعلیه، علت بر معلول تقدم دارد. این چگونه می‌شود؟

تبیین: ذات علت بر ذات معلول، تقدم دارد. از این جهت متضایف نیستند، زیرا اضافه عرض است. امّا نسبت میان علت و معلول که انتزاعی (علیت و معلولیت) و اضافه‌ای است كه ذهن انتزاع می‌کند و زائد بر ذات علت و معلول است. از این جهت، معیت دارند.

اضافه اشراقی: اضافه مقولی، انتزاع ذهن است ولی در واقع بین علت و معلول امر دیگری برقرار است كه «اضافه اشراقی» نام دارد: معلول با تمام هویتش از علت است؛ با تمام هویتش اضافه و تعلق به علت است؛ معلول عین تعلق به علت است، نه چیزی كه به علت تعلق دارد. اضافه اشراقی مانند اضافه مقولی نسبت میان دو طرف نیست، بلكه دو شیئ داریم كه یكی نسبت به دیگری عین اضافه است.