مرحله دهم: عقل و معقول - فصل شانزدهم: توانایی نفس بر تعقل دفعی معقولات کثیر

فصل شانزدهم: توانایی نفس بر تعقل دفعی معقولات کثیر

بر اساس مبانی حکمت متعالیه، هرگاه نفس از قوه به فعل برسد، عقل بسیط می‌شود و بر اساس قاعده بسیط الحقیقه، عقل بسیط، کل الاشیاء است. بنابراین تعقل اشیاء کثیر بلکه نامتناهی به‌گونه دفعی نه‌تنها ممکن بلکه ضروری است.

(و التعقل ضرب من الوجود، ص378) توضیح احاطه عقل بسیط بر معلومات کثیر: علم و تعقل، نوعی وجود بلکه مساوق با وجود است. همان‌گونه که وجود یا ظهورات وجود تشکیکی و دارای مراتب است، علم نیز دارای مراتب است مانند علوم حسی، خیالی و عقلی. عقل هم دارای مراتب است، از بالقوه آغاز می‌شود تا مرتبه مستفاد و فعال. عقل بسیط همان‌گونه که به سبب بساطت، کل الاشیاء است، به جهت احاطه، به اندازه وجود و بساطت خود، محیط بر معلومات است. پس عقل بسیط به اندازه بساطت و حیطه وجودی خود، عالم است و بر معلومات کثیر احاطه وجودی دارد.

(و امّا العلم النفسانی) توضیح احاطه نفس بر معلومات کثیر تصوری: علم نفسانی نیز که میانه تخیل و عقل بسیط است، بر معلومات کثیر و دست‌کم بر دو معلوم احاطه دارد و به‌گونه دفعی آن‌دو را تصور می‌کند.

(فانا اذا حکمنا، ص379) دلیل یکم: نفس بین دو شیئ حکم ایجابی یا سلبی می‌کند. در هر حکمی باید موضوع و محمول و نسبت میان آن دو تصور شود. پس در هر حکمی سه تصور وجود دارد. ثانیاً، نفس حدود و ماهیات برخی از اشیاء را می‌شناسد. حد و تعریف هر چیزی دست‌کم مرکب از جنس و فصل آن است که به اضافه نسبت میان جنس و فصل، سه تصور خواهد بود. پس علم به ماهیات اشیاء نیز از مصادیق تعقل امور کثیر در آن واحد است.

(و امّا انه یمکن حصول التصدیقات) احاطه نفس بر معلومات کثیر تصدیقی: اولاً، نفس می‌تواند برهان بفهمد و ارائه کند. برهان مرکب از مقدمات متعددی است که هر کدام از آن‌ها یک تصدیق است. پس علم به تصدیق‌های متعدد به‌گونه دفعی ممکن است وگرنه با توجه به این‌که یک مقدمه نتیجه ندارد، اگر درک مقدمات متعدد در زمان واحد ممکن نباشد، لازمه‌اش این است که ارائه و فهم برهان ممکن نباشد. ثانیاً، نفس می‌تواند به متضائفان با هم علم داشته باشد. علم به متضائفان، مرکب از دو تصدیق است، زیرا اضافه میان آن دو مکرر است. پس علم به تصدیق‌های متعدد به‌گونه دفعی ممکن است. ثالثاً، علم به لازم و ملزوم برای نفس ممکن است. این علم مرکب از دو تصدیق است. پس علم به لازم و ملزوم یا تلازم میان دو چیز، از مصادیق علم کثیر به‌گونه دفعی است.

(و مما یؤکد ذلک) امّا اگر نفس به مرتبه عقل و تجرد برسد، هیچ علمی از آن سلب نمی‌شود و همه معلومات به‌گونه اجمالی یا تفصیلی یا ترکیبی از آن دو نزد آن حاضر است.

(فان قلت) اشکال: بالوجدان می‌یابیم که نفس ما بر تصور و تصدیق بیش از یک معلوم توانایی ندارد.

پاسخ: هم نفوس مراتب مختلف دارند و هم علوم.