مرحله دهم: عقل و معقول - فصل نوزدهم: اثبات قوه قدسیه
فصل نوزدهم: اثبات قوه قدسیه (ص384)
مبدأ علوم، عالم قدس است و تفاوت علوم در قابلیت و استعداد نفوس است، نه در مبدأ قدسی آنها. هر نفسی به اندازه قابلیت خود از مبادی قدسی علم دریافت میکند. اگر قابلیت نفوس تام باشد، در افاضه علوم تفاوتی بین علوم اولی و غیر اولی نیست؛ همانگونه که اگر کسی حد وسط را بشناسد، اتصاف اصغر به اکبر را خواهد شناخت، خواه اکبر و اصغر مجهول باشند خواه نباشند. علم به حد وسط ممکن است سبب این گمان شود که حمل اکبر بر اصغر یا اتصاف اصغر به اکبر، بیعلت است در حالی که اینگونه نیست. ممکن است علت محجوب و مستور باشد ولی ممکن نیست چیزی بدون علت پدید آید. پس وجود حد وسط و نیز شناخت آن نشان نمیدهد که اکبر بدون علت بر اصغر حمل شده است. علت در همه این علوم، مبدأ قدسی است که هم ذات او مستور از حواس است و هم فعل و تعلیم و افاضه او.
(و امّا هذه الاسباب) اسباب ظاهری مانند بحث، تکرار، شنیدن از معلم بشری، فکر و مانند آن از معدات نزول علم است، نه علت و موجب آن. به همین جهت است که اختلاف و تخلف[28] در آن رخ میدهد.
دلیل یکم: تعلیم گاهی بهوسیله معلم بشری است و گاهی نیست. معلم بشری یا علم خود را از معلم بشری دیگری دریافت کرده است یا نه. فرض نخست به تسلسل میانجامد و محال است، پس تعلیم باید بیواسطه یا باواسطه از معلم قدسی باشد.
(و لانّ کل مارس، ص385) دلیل دوم: برخی از کسانی که علم را از معلم بشری دریافت میکنند، چیزی بر آن میافزایند. اگر این افزایش از معلم بشری بود، افزایش نبود. پس علوم و دستکم افزایش علوم از معلم قدسی است و از آنجا که هر علمی که در عصری افزایش محسوب نمیشود در عصرهای پیش از آن افزایش بوده است پس همه علوم از معلم قدسی است.
(و قد بینّا من قبل) تعلم انسان از نفس خود: احساس سبب حصول تصورات جزئی در نفس میشود. این تصورات سبب آمادگی نفس برای ادراک تصورات کلی میشود. حصول تصورات، سبب میشود ذهن میان آنها نسبتی برقرار کند و یکی را بر دیگری حمل نماید. رخداد این فرایند بدون معلم نیز ممکن است. چنین رخدادی آموزش نفس به خود است که حدس نامیده میشود.
(و هذا الاستعداد) تفاوت استعداد تعلم نفس یا تفاوت در قوه تحدس: انسانها در قوه حدس با هم تفاوت دارند. برخی ضعیف و برخی قوی هستند. بعید نیست که در طرف قوی کسی و کسانی باشند که به سبب شدت حدس آنها در کوتاهترین زمان علم به حقایق اشیاء را به دست آورند بدون آنکه آن را طلب کنند یا بدان شوق داشته باشند بلکه صرفاً از طریق قوت نفس، تصورات بینهایت داشته باشند و ترکیب آنی و دفعی آنها سبب علوم بینهایت شود.





