المرحلة السادسة: علت و معلول - فصل یکم: تفسیر علت و تقسیم آن
فصل یکم: تفسیر علت و تقسیم آن (ص127)
تعریف علت: 1ـ چیزی که از وجود آن چیز دیگری بهوجود میآید و با عدم آن، چیز دیگری معدوم میشود؛ چیزی که وجودش مستلزم وجود چیز دیگر و عدمش مستلزم عدم چیز دیگر است. ما یجب بوجوده و یمتنع بعدمه.
2ـ چیزی که وجود دیگری بر وجود آن متوقف است ولی بهتنهایی مستلزم وجود دیگری نیست، اگرچه با عدم آن، چیز دیگر معدوم است. ما یمتنع بعدمه و لایجب بوجوده لکن یتوقف علیه وجود الشئ.
علت به معنی دوم بر دو قسم است: 1ـ تام که همان علت به معنی اول است. 2ـ ناقص.
ناقص بر چهار قسم است: 1ـ صورت 2ـ مادّه 3ـ غایت 4ـ فاعل
به گفته برخی مطلق علت اعم از معنی اول و دوم بر چهار قسم است.
حق این است که علت به معنی دوم بر هر یک از اقسام چهارگانه حمل میشود. اما علت به معنی اول اگر وجود داشته باشد، وجود معلول واجب است. پس تقسیم به اقسامی نمیشود که با وجود آنها هنوز معلول وجود ندارد، مانند هر یک از اقسام ناقص از علل اربعه.
تقسیم دیگر برای علت به معنی دوم: علت یا جزء چیزی (معلول) است یا نیست. اگر هست یا جزء بالفعل آن است، صورت یا جزء بالقوه آن است، مادّه.
اگر جزء چیزی نیست یا ما لاجله الشئ است، غایت یا ما به الشئ است، فاعل.
گاهی گفته شده که علت یا ما منه الشئ است ولی مباین که فاعل است یا ما منه الشئ است ولی مقارن که عنصر است.
همچنین درباره علت مادّه هم گفته شده که یا ما منها الشئ است، نوع عنصری یا ما فیها الشئ است، هیئات و در مجموع علل را شش قسم دانستهاند.
با توجه به این که برخی از اقسام، از تقسیم ثانوی است، علل چهار قسم است نه بیشتر.
علیت صورت نیز گاهی نسبت به مادّه لحاظ میشود، گاهی نسبت به مجموع.
علیت صورت نسبت به مادّه از اقسام علت فاعلی است و علیت آن نسبت به مجموع، علت صوری است.
مادّه هم نسبت به صورت، علت نیست، زیرا صورت مقدم بر آن است و مقدم، معلول برای متأخر نیست بلکه علت برای اعراضی است که بر مادّه عارض میشود، نه خود صورت از حیث صورت بودن. بهعلاوه مادّه، بالقوه است و صورتْ بالفعل و بالقوه علت برای بالفعل نیست. تنها علت برای ماهیت مرکب و نیز علت وجود اعراض صورت یا مادّه یا مرکب است.
هر کدام از مادّه و صورت، برای مرکب از آن دو از یک جهت علت قریباند و از جهت دیگر علت بعید؛ الخ.
ثم اعلم: علل چهارگانه روابط و مناسبات متعددی دارند:
1ـ هریک از فاعل و غایت از جهتی علت دیگری هستند. فاعل از اینجهت علت غایت است که سبب تحقق و تحصل آن در خارج است. غایت هم از این جهت علت فاعل است که فاعلیت فاعل برای وصول به غایت است و این غایت است که فاعل برای آن کاری انجام میدهد.
(ص130) 2ـ هر یک از مادّه و صورت نسبت به همدیگر علیت دارند چنانکه گفته شد.
3ـ گاهی علت فاعلی و علت غایی واحد است (نه متحد چنانکه مشهور میگویند) چنانکه حق تعالی فاعل همه است و در عین حال غایت همه. (فاعلیت او عین غایت بودن اوست و بالعکس. نکته مهم این است که حق تعالی از همان حیثیتی که فاعل است، غایت است و بالعکس).
گاهی ماهیت سه علت از علل چهارگانه، یکی است مثلاً ماهیت فاعل، صورت و غایت یکی است.





