(100) غفلت برابر است با تنزل انسانیت در مرتبه حیوانات

کتاب توحید ـ درس 100ـ 5/ 12/ 1395

شرح اصول کافی درس 218

   

غفلت برابر است با تنزل انسانیت در مرتبه حیوانات

ادامه [حدیث 128]

عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كانَ عَرْشُهُ‏ عَلَى الْماءِ فَقَالَ مَا يَقُولُونَ قُلْتُ يَقُولُونَ إِنَّ الْعَرْشَ كَانَ عَلَى الْمَاءِ وَ الرَّبُّ فَوْقَهُ فَقَالَ كَذَبُوا مَنْ زَعَمَ هَذَا فَقَدْ صَيَّرَ اللَّهَ مَحْمُولًا وَ وَصَفَهُ بِصِفَةِ الْمَخْلُوقِ وَ لَزِمَهُ أَنَّ الشَّيْ‏ءَ الَّذِي يَحْمِلُهُ أَقْوَى مِنْهُ قُلْتُ بَيِّنْ لِي جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ حَمَّلَ دِينَهُ وَ عِلْمَهُ الْمَاءَ قَبْلَ أَنْ يَكُونَ أَرْضٌ أَوْ سَمَاءٌ أَوْ جِنٌّ أَوْ إِنْسٌ أَوْ شَمْسٌ أَوْ قَمَرٌ فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَخْلُقَ الْخَلْقَ نَثَرَهُمْ بَيْنَ يَدَيْهِ فَقَالَ لَهُمْ مَنْ رَبُّكُمْ فَأَوَّلُ مَنْ نَطَقَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ الْأَئِمَّةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ فَقَالُوا أَنْتَ رَبُّنَا فَحَمَّلَهُمُ الْعِلْمَ وَ الدِّينَ ثُمَّ قَالَ لِلْمَلَائِكَةِ هَؤُلَاءِ حَمَلَةُ دِينِي وَ عِلْمِي وَ أُمَنَائِي فِي خَلْقِي وَ هُمُ الْمَسْئُولُونَ ثُمَّ قَالَ لِبَنِي آدَمَ أَقِرُّوا لِلَّهِ بِالرُّبُوبِيَّةِ وَ لِهَؤُلَاءِ النَّفَرِ بِالْوَلَايَةِ وَ الطَّاعَةِ فَقَالُوا نَعَمْ رَبَّنَا أَقْرَرْنَا فَقَالَ اللَّهُ لِلْمَلَائِكَةِ اشْهَدُوا فَقَالَتِ الْمَلَائِكَةُ شَهِدْنَا عَلَى أَنْ لَا يَقُولُوا غَداً إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ. أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ يَا دَاوُدُ وَلَايَتُنَا مُؤَكَّدَةٌ عَلَيْهِمْ فِي الْمِيثَاقِ.

اسناد ربوبیت به غیر خدای متعال نادرست و باطل است.

این‌که در روایت ولایت و طاعت را به ولی خدا نسبت داد، احتمال‌های مختلفی دارد:

1ـ اگر کسی ربوبیت خدای متعال را بپذیرد، ولایت و طاعت خدای متعال از لوازم جدایی‌ناپذیر ربوبیت اوست.

2ـ ولایت پیامبر و خاندان پیامبر عین ولایت خدای متعال است و هیچ تفاوتی با آن ندارد؛ همچنین است طاعت آنان.

با توجه به این‌که مقام پیامبر و خاندان پیامبر، مقام حبیب است، یعنی المحب المحبوب، این یعنی همان‌گونه که خدای متعال حب به ذات خود دارد، همان‌گونه به حبیبش حب دارد. در این صورت یعنی هیچ‌گونه تفاوت و تمایزی بین خدای متعال و پیامبر و خاندان پیامبر نیست که سبب تفاوت در اطاعت بشود. بنابراین هرکسی که پیامبر و خاندان پیامبر را اطاعت کرده است، قطعاً و یقیناً خدای متعال را هم اطاعت کرده است.

3ـ این احتمال هرچند نمی‌توان گفت ادق از دیگر احتمال‌هاست ولی ترجیح دارد: ربوبیت که به معنای معبودیت، ایجاد، علیت و ... است، خاص خدای متعال است و به غیر خدا هم نسبت داده نمی‌شود، زیرا در الوهیت و ربوبیت و مانند آن تعیین و تمیز ضرورت ندارد. یعنی ذات خدای متعال با این‌که هیچ اسم و رسمی ندارد، او مبدأ المبادی و رب العالمین است، چنان‌که غایت الغایات است. اما ولایت و اطاعت عبارت است از ظهور کمالات خدای متعال در مراتب عوالم هستی و چون ذات خدای متعال که مبدئیت و غایت را می‌توان به آن نسبت داد ولی هیچ امر متعین دیگری را نمی‌توان به او نسبت داد (هرچه را به او نسبت بدهیم، در واقع صفت خدای متعال است)، بنابراین عبادت و طاعت به خدای متعال نسبت داده نمی‌شود و به الله که اسم اوست نسبت داده می‌شود و بر حسب روایات و مباحث عرفانی، اسمای خدای متعال خودِ پیامبر و خاندان پیامبر علیهم الصلات و السلام هستند.

بنابر برخی از روایات و دیدگاه‌ها، اسم اعظم خودِ پیامبر است و اسمای حسنای خدای متعال اهل بیت پیامبر هستند.

بنابراین بر این اساس نمی‌توان ولایت و طاعت را که مستلزم تمایز است، به خدای متعال نسبت داد، بلکه باید به اسماء و صفات او نسبت داد.

طاعت وجه دیگری از معاد است

ایمان و همچنین کفر و الحاد انسان‌ها عموماً تابع پدر و مادر است

بسیاری از عرفا و برخی از فیلسوفان گفته‌اند که تعابیری مانند «الست بربکم» یا «انی جاعل فی الارض خلیفة» گزاره‌های حقیقی نیست و گزاره‌های تمثیلی است. برخلاف متکلمین که معتقدند این‌ها گزاره‌های واقعی است.

معنای دیگر این است که اگرچه حضور عینی در جهان طبیعت یا مشابه آن ندارد، اما در عین حال تخیل و تمثیل نیست و در عالمی از عوالم دیگر مانند عالم ذر واقعیت دارد و ممکن است فراتر از عالم عقل باشد.

احتمال دیگر که دقیق‌تر به نظر می‌رسد آن است که با توجه به این‌که وجود و عوالم وجود ذومراتب است، انسان‌ها و ملائک هم ذومراتب هستند؛ همچون ملائک ملکوت، ملائک جبروت و ملائک مهیمین. ممکن است که خطاب‌های خدای متعال به یکی از مراتب انسان‌ها در سیر نزول باشد.

غافل بودن به این معناست که انسان حقیقتی را می‌شناسد ولی به آن توجه ندارد و بین غافل و جاهل فرق است. جاهل آن است که نمی‌داند.

غفلت مورد سؤال قرار می‌گیرد. غفلت برابر است با تنزل انسانیت در مرتبه حیوانات.

تأکید حقیقی عبارت است از پرده برداشتن از حقیقتی به‌گونه‌ای که آن حقیقت عیان و آشکارتر بشود

چون مشاهدات دارای درجات مختلف است و به تعداد درجات عوالم بلکه در هر عالمی هم درجات مختلف دارد، بنابراین تأکیدهایی که برای حقایق عینی و واقعی رخ می‌دهد، دارای درجات بسیار و فراوان خواهد بود.

بنابراین، تأکید بر ولایت خاندان پیامبر، یعنی ولایت خاندان پیامبر را در این مرتبه عیان کردند تا همه موجودات تفصیلی و اجمالی مشاهده کنند

 

بَابُ الرُّوحِ‏

در این‌که چرا باب روح را در این‌جا آوردند، برخی توجیه کردند به این خاطر است که برخی اعتقاد دارند که روح قدیم است، بنابراین مانند خدا است. بنابراین احتمال شرک وجود دارد، پس جزء کتاب توحید است. بنابراین وقتی بگوییم روح مخلوق است، دیگر کسی توهم نمی‌کند روح قدیم است و در نتیجه با خدایی که کفو و مثل و شبیه ندارد، شباهت دارد.

همه عالم هستی اگر قدیم باشد، منافاتی با توحید ندارد

[حدیث 129] عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْأَحْوَلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الرُّوحِ الَّتِي فِي آدَمَ علیه السلام قَوْلِهِ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي قَالَ هَذِهِ رُوحٌ مَخْلُوقَةٌ وَ الرُّوحُ الَّتِي فِي عِيسَى مَخْلُوقَةٌ.

صوت (دریافت)