المرحلة السادسة: علت و معلول - فصل بیستم: علت صوری و فرق بین صورت و طبیعت
فصل بیستم: علت صوری و فرق بین صورت و طبیعت (اهمیت ندارد) (ص246)
صورت معانی متعددی دارد: 1ـ چیزی که شیئ با آن فعلیت دارد (صورت به معنی اعم). این معنی از صورت در مقابل مادّه به معنی اعم است. صورت به این معنی فعلیت شیئ را تأمین میکند، خواه عنصر و مادّه بدون آن وجود داشته باشند یا نداشته باشند.
2ـ عنصری که بدون صورت بتواند وجود داشته باشد، موضوع نام دارد مانند جسم سیاه که بدون سیاهی میتواند وجود داشته باشد.
3ـ عنصری که بدون صورت نتواند وجود داشته باشد، مادّه نام دارد.
4ـ صورتی که موضوع آن بدون صورت بتواند وجود داشته باشد، عرض نام دارد.
5ـ صورتی که موضوع آن بدون صورت نتواند وجود داشته باشد، جوهر نام دارد. این قسم در اصطلاح دیگر نیز صورت نام دارد.
بر اساس اصطلاح دیگر، جوهر پنج قسم است: 1ـ عقل 2ـ نفس 3ـ جسم 4ـ صورت 5ـ مادّه.
صورت در این اصطلاح، فعلیتی است که مادّه بدون آن وجود ندارد.
صورت غیر از علت صوری است، زیرا صورت در مقایسه فعلیت شیئ با مادّه آن است ولی علت صوری در مقایسه آن با مرکب از مادّه و صورت است.
صورت جزئی از مادّه نیست تا علت صوری آن باشد ولی جزئی از مرکب است و علت آن.
6- صورت معانی دیگری هم دارد که همه آنها در یک جهت شریکند و آن حصول، فعلیت و وجود است، همانگونه که معانی متعدد عنصر در قوه، استعداد، شوق و حاجت مشترکند.
تفاوت میان صورت و طبیعت: طبیعت به اشتراک لفظی سه معنی دارد که به لحاظ عموم و خصوص در طول یکدیگرند. معنای عام، خاص و اخص طبیعت مانند معنی عام، خاص و اخص امکان است که سه نوع مختلفند.
معانی طبیعت:
1ـ معنای عام آن همان ذات است.
2ـ معنای خاص آن، مقوم ذات است مانند صورت نوعیه.
3ـ معنای اخص آن، مبدأ نخست حرکت و سکون شیئ است در برابر مبدئی که حرکت بالعرض و بالقسر را ایجاد میکند.
تفاوت بین طبیعت و صورت: تعریف نخست صورت (چیزی که فعلیت شیئ به آن است) در بسائط همان طبیعت آنهاست، زیرا طبیعت در بسائط همان فعلیت آنهاست و تفاوت فعلیت با طبیعت تنها در مفهوم است نه در مصداق. ادامه آن لازم نیست.





