المرحلة السادسة: علت و معلول - فصل هشتم: اقوی بودن علت از معلول خود
فصل هشتم: اقوی بودن علت از معلول خود
(ص187) در اینکه علت در آن جهتی که علت برای چیزی است از معلول اقواست تردید وجود ندارد بلکه بدیهی است ولی اقوی بودن آن در سایر جهاتی که ارتباطی به علیت ندارد، قطعی نیست.
بیان شیخ الرئیس: مباحثی که شیخ مطرح کرده یا مناسب اصالت ماهیت است یا مناسب طبیعیات قدیم و نکات فلسفی هم اگر داشته باشد، ارتباطی با حکمت متعالیه ندارد. بخشی از سخن شیخ از این قرار است:
معلول 1ـ یا در طبیعت و ذات خود نیاز به علت دارد و از این جهت معلول است 2ـ یا برای تشخص و هویت خود نیاز به علت دارد و از این جهت معلول است. مقصود از ذات و طبیعت، تحقق اصل ذات معلول است نه فرد و شخص آن، مانند نیازمندی اصل آتش به علت و نیازمندی فردی از افراد آتش به علت.
فرض یکم: اگر چیزی برای طبیعت، ماهیت و ذات معلول علت است، باید ذات و طبیعت علت با ذات و طبیعت معلول متفاوت باشد و دو نوع باشند وگرنه لازمهاش علیت چیزی برای خودش است، زیرا در این فرض ذات علت با ذات معلول یکی است، پس علیتِ علت برای ذات معلول که عین ذات علت است، علیتِ علت برای ذات خود است.
فرض دوم: اگر علت، علت افراد معلول است مانند اینکه آتشی علت فرد دیگری از آتش باشد و پدری علت فرزند خود باشد، در این صورت اقوی بودن علت از معلول در ذات و طبیعت ممکن نیست، زیرا اگر اقوی باشد بدین معنی است که علت چیزی دارد که معلول ندارد و هر دو هم دارای یک طبیعت و ماهیت هستند. آن امر زائد که عین ماهیت و ذات علت نیست باید معلول باشد، در حالی که نه ذات علت میتواند علت آن باشد و نه معلول و نه میتواند مستند به زیادت استعداد مادی باشد، زیرا مادّه و استعدادهای مادّه، قابل است نه فاعل.
اگر علتْ چیزی زیاده بر معلول ندارد و علت و معلول با هم مساوی هستند، سه فرض دارد: 1ـ اقوی بودن معلول از علت 2ـ تساوی علت و معلول 3ـ اقوی بودن علت از معلول
فرض اول محال است، زیرا معلول زیادتی دارد که فاقد علت است، نه میتوان زیادت را به علت نسبت داد، چون علت مساوی معلول است. به مادّه هم نمیتوان نسبت دارد، زیرا مادّه فاعل و مقتضی نیست بلکه فقط قابل است.
فرض دوم: تساوی علت و معلول. این تساوی یا در طبیعت آن دو است یا در وجود آنها؛
اگر تساوی در طبیعت باشد، یا در موضوع و مادّه هم مساویاند یا نیستند.
اگر مساوی نیستند، یعنی در مادّه اختلاف دارند، یا در آثار هم اختلاف دارند مانند خورشید و ماه که طبیعت مساوی دارند و در مادّه اختلاف دارند ولی در آثار که نور آن دو است اختلاف دارند.
یا در آثار مساویاند. مانند فلک قمر و کره آتش که در حرکت مساویاند.
اگر مساویاند، یعنی در مادّه اختلاف ندارند یا مادّه که پذیرای اثر است یا مانع و معاوق برای پذیرش آثار دارد یا ندارد.
اگر مانع و معاوق ندارد و مادّه استعداد تام در پذیرش آثار دارد، سه فرض تصور میشود:
1ـ در مادّه و موضوع منفعل چیزی وجود دارد که سبب حصول و دوام اثر است، مانند تبرید آب که با مادّه آب که بارد بالطبع است موافق است و این دو سبب برودت بیشتر و طولانیتر آب میشود.
2 و 3 در صورت لزوم دیده شود.
بنابر حکمت متعالیه اعم از تشکیک خاصی یا خاص الخاصی، علت اقوای از معلول است مطلقاً وگرنه علیت یکی برای دیگری از عکس آن اولی نیست. نمونههایی که شیخ مطرح کرد ارتباطی به حکمت متعالیه ندارد، زیرا عموماً مربوط به معدّات و مجازی است نه علیت حقیقی ایجادی یا اظهاری.





